تبلیغات
Banner corner : site parandehgharib.ir
Banner corner : site parandehgharib.ir
صفت عکس
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • آسمان انعکاس خداست - داستانک

    آسمان انعکاس خداست

    اللهم عجل لولیک الفرج

    درباره من
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بازدید کننده عزیز سلام
    من وبلاگ " آسمان انعکاس خداست " رو درست کردم تا مطالب مذهبی- اجتماعی - سیاسی ام رو توش بنویسیم و تا جایی که بتونم سعی می کنم به روز باشه کلیپ ها و مطالب جالبی رو که برای من جوانِ پر انرژی جذاب بوده و بدونم ممکنه برای فرد دیگه ای مفید واقع بشه یا مشکلی رو رفع کنه یا سوالی رو جواب بده یا ذهنی رو روشن کنه تو وب میذارم اگه جایی پیشنهادی لازم دیدین یا نقد مفیدی داشتین حتما تو نظرات بنویسید ان شاء الله که دست خالی از این وب برنگردین و بر داشته هاتون افزوده شده باشه
    چنانچه مایل به تبادل لینک هستین تو نظرات بنویسید .
    اللهم عجل لولیک الفرج آمین
    نویسندگان

    اوقات شرعی

    کد ذکر ایام هفته

    مترجم سایت

    نمایشگر آمار آلکسا


    استخاره آنلاین با قرآن کریم
    
  • ابزار صلوات
  • 
  • فناوری نانو
  • جستجو در وبلاگ
    نویسنده :آنوشکا
    تاریخ: پنجشنبه 22 مرداد 1394 09:18 ق.ظ



    داشتم کتابی ورق می زدم ,چشمم به این حدیث افتاد"زمانی بر مردم آید که ماندن بر دین حق مانند نگه داشتن گلوله آتش در دست است"
    با خودم گفتم : تا این حد سخته؟تو فکر بودم که ناگهان چشمم به تکه ای ذغال داغ افتاد .لحظه ای مردد بودم اما بعد ,دستم رو دراز کردم ,همین که به نزدیک ذغال رسید از حرارتش دستم رو پس کشیدم .لحظه ای مردد ماندم ,ولی... دوباره دستم رو دراز کردم و این بار ذغال رو گرفتم ,اما ,از حرارتش نتونستم تحمل کنم پرتش کردم .خواستم دوباره امتحان کنم دو مرتبه تکرار کردم .ولی... و دوباره و دوباره...اما هر بار نتونستم سوزش و حرارتش رو تحمل کنم و پرتش می کردم ...به خودم که امدم دیدم نه دست سالمی برام مونده نه ذغال رو نگه داشته ام خیره به دست سوخته ام و ذغال کف حیاط بودم و می اندیشیدم چه طور می شود کسی اینگونه ایمانش را نگه دارد در همین اوضاع بود که ناگهان هاتفی نداد داد:به آسمان بنگر .سرم را بلند کردم دیدم آسمان شکافته شد و فضایی تاریک و موهوم جایش را گرفت چنان بود که سر جایم میخوب شدم یکباره دیدم گلوله های آتشی که از عمق تاریکی برمیخواست و سفرکشان در جایی به شدت فرود می آمد و زجه هایی بس خوفناک در پیش دیدم شراره هایی که هر بار بلندتر و بلندتر میشد و ناگاه آن سیاهی را یکبار ه چنان در برگرفت که احساس کردم مرا نیز خواهد سوزاند و بعد فریادها از پس فریادها.. ناگهان از شدت ترس بیهوش شدم


    چشم که باز کردم آسمان آبی را دیدم و خورشد را دیگر اثری نه از آن دنیای خوفناک نبود و نه ان زجه های وحشتناک نفس راحتی کشیدم و ارام شدم .


    یکباره چشمم به ذغال کف حیاط افتاد بلند شدم و آن را گرفتم و در دست هایم فشردم چقدر عجیب بود دیگر نه حرارتی داشت و نه سوزشی !

    پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله :


    آدمی تعجّب می کند از وفور ایمان مردم آخرالزّمان که پیامبری را ندیدند و امام آسمانی را زیارت نکردند و تنها ایمان به سطوری می آورند که بر روی کتابهای باقیمانده از وحی و کلمات معصومین نقش بسته است

    موضوع: مذهبی، دل نوشته،

    [cb:post_like] تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید

    اسلایدر

    ابزارک های وبلاگ
    • کل بازدید:
    • بازدید امروز :
    • یازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل مطالب :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :




  • کیفیت وب آسمان انعکاس خداست چه طور است ؟






  • کد ِکج شدَنِ تَصآویر

    کداهنگ برای وبلاگ

    کد ِکج شدَنِ تَصآویر

    کداهنگ برای وبلاگ

    ابزار هدایت به بالای صفحه